تبليغاتX
Ayaz Tufarqanlı

Ayaz Tufarqanlı

بو وئبلاگ منیم اوزل وئبلاگیمدیر

بسمه الله الذی«خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ان ذلک لایات للعالمین»

   امروز بیش از صد سال از روزهایی که مرحوم حسن رشدیه اولین مدارس جدید در تاریخ این کشور را بنا نهاد می ­گذرد. مدارسی که در مرکز و اوجاق فروزان ولایت آذربایجان، تبریز بر پا شد. اوجاقی که اولین شعله­های امید بخش تعقل و اندیشه، گرچه کم سو ولی معطوف به هدفی بلند در آن بر پا شد. اگر عقلانیت را اوج مدرنیته (تجدد) و تمدن را کالبد آن بدانیم، در ساختار نهادی هر تمدنی مدارس کارکرد تولید اندیشه داشته و بار تعقل را به دوش می­ کشند. اما شروع روند نوخواهی و نوسازی در ایران که از تبریز و آذربایجان آغاز می شود، نکته بدیعی در دل خود دارد که در ادامه به آن می­ پردازیم.

   به تصریح اندیشمندان تجدد یا همان مدرنیسم چه در تجربه تاریخی آن و چه مفهوم فلسفی و انتزاعی آن سکه­ ای است با یک روی تخریب (وجه سلبی) و یک روی ساختن (وجه ایجابی). خراب کردن و نابودی هر آنچه کهنه است یعنی عناصر و پدیده های شکل گرفته بر اساس اسطوره ها و خرافات و جهل دوران­ های گذشته و ساختن و نو کردن هر آنچه نیازی از بشر را بر آورده می­ سازد منتها با شیوه­ های عقلانی. بدین معنا تجدد دارای پویشی بی­ مثال بوده و به بیان هابرماس پروژه­ا ی ناتمام است که اکنون نیز ادامه دارد. وی مدرنیته را پروژه عقلانی­ سازی زندگی بشر  و نوسازی را ساختار ظاهری آن می­ داند. از این دید جباریت متکی بر زور و فشار  از آنجایی که با تعطیل کردن اراده و آزادی بشر تعقل را نیز به یک کار عبث و بیهوده تبدیل می کند مختص دوران سنت است، گر چه در حال و آینده نیز وجود داشته باشد و در مقابل دموکراسی تنها شیوه صلح آمیز زندگی افراد در کنار هم و ممکن کننده کاریست عقل در زندگی جمعی می­ باشد. از این روی یک دستی و یک رنگی مختص و محصول جوامع سنتی مبتنی بر جباریت های زور پایه بوده و تکثر و تنوع، محصول جوامع آزاد و عقل­ پایه. اما نکته ظریفی که در اینجا باید به آن توجه کافی مبذول شود این است که همیشه همه انواع تنوع و تکثری که در جامعه وجود دارد محصول و نتیجه شرایط دموکراتیک جامعه نمی باشد. آن تکثری که در سایه استقرار مناسبات مدنی و آزاد در بین شهروندان به وجود می آید تکثر معرفتی و اجتماعی می باشد مثل عقاید و یا مواضع سیاسی در حالی که تنوع زبانی و قومی نتیجه این شرایط نیست اما آنچه را می توان گفت این است که دیکتاتوری ها این نوع تکثر را نمی پسندند در حالی که دموکراسی­ه ا آن را قبول کرده و حتی به بسط آن نیز کمک می کنند. در واقع در مناسبات عقل پایه هم تنوع تولید می­ شود و هم از تنوع در تمامی اشکال آن حراست می­ شود.

   حال و با توجه به گفته­ های مذکور می توان گفت مهمترین ویژگی جوامع مدرن تنوع و تکثر مثال زدنی در تمام مظاهر زندگی اعم از فرهنگ، جامعه، سیاست، اقتصاد و ... می­ باشد. در این جوامع تولید و حفظ تنوع نتیجه قهری آزادی و دموکراسی به عنوان مهمترین ارزش های دنیای مدرن می باشد که در آن نیرو ها و افکار به شکل کاملاً عقلانی و مسالمت­ آمیز در کنار هم به سوی اهداف خود روانند. دمکراسی تکثر را میدان و زمینه­ ای برای تضارب آرا و حل مسالمت آمیز اختلافات و محل گفتگو دانسته در حالی که استبداد آن را نتیجه انحراف از اصول و اشکال طبیعی آن را نیز دست و پا گیر و مانع از وحدت معرفی می­ کند. در دوران معاصر نیرو ها و جنبش های توتالیتر(فاشیزم، کمونیزم و بنیاد گرایی مذهبی) دشمن چنین تکثری بوده و هر کدام با در دست داشتن مجموعه­ ای منسجم و فریبنده از معانی الهام بخش(ایدولوژی) به جنگ تنوع و تکثر طبیعی جوامع رفته و سعی کرده­ اند دگم و جزم-اندیشی را جایگزین آزاد اندیشه کنند و ابزارشان نیز خشونت بوده است. حال با توجه به موارد مذکور و در نگاهی گذرا به تاریخ ایران معلوم می شود که مهمترین علت شکست پروژه نوخواهی (مدرنیزاسیون) در ایران نیز همین مبارزه همه جانبه بازیگران (نوخواهان و سنت خواهان) درگیر در این عرصه با عامل تعیین کننده "تکثر" بوده است. مبارزه سنت پرستان با تنوع اعتقادی و معنوی، و مبارزه نیرو های نوخواه با تکثر زبانی و ملی و هر دو نیز با توسل به شیوه های خشونت بار. ازاین نظر و با توجه به اهمیت احترام به تنوع موجود در جامعه به مثابه شاخصی برای تشخیص نیروهای آزادی خواه از جنبش های جدید توسعه خواه ولی توتالیر به جرات می توان گفت که جنبش مدرنیزاسیون به معنای واقعی کلمه هنوز در ایران به وجود نیامده است. از این روی از دید تاریخی وقتی با بر سر کار آمدن حکومت رضاخان، درِ دبستان ها و مدارس ترکی زبان آذربایجان تخته شد و روشنفکران با خشونت به سراغ یک دست کردن جامعه رفتند آن­ها هیچ فرقی با اصلاف خویش نداشتند و از این منظر هیچ نسبتی نیز با مدرنیته نداشته­ اند. از این روی باید جنبش روشنفکری در ایران را در نسبتی شگفت آور با فاشیزم و بنیاد گرایی جنبشی توتالیتر به حساب آورد چرا که آن­ها نیز به مانند هیتلر و استالین فقط محصولات صنعتی و مادی مدرنیته را می­ خواستند و می­ خواهند و نه الزامات و مفروضات اخلاقی و فلسفی آن را، غافل از آن که این محصولات حاصل همان فرایند­های مدرن بوده است. ظاهری مدرن و میانی توهی از هر چیز جدید و عقلانی. بر این اساس در پیش پای چلاغ آزادی و عقلانیت در ایران دو سنگ بزرگ وجود دارد: یکی بنیادگرایی مذهبی و آن دیگری شوونیزم توسعه خواه. مرغ مجلس عزا و عروسی این دعوا هم که هرازچندگاهی صرفاً جای عروس و میت را عوض می کند تکثر زبانی و ملی و حقوق مربوط به آن می باشد که دیگر تبدیل به چوب دو سر نجس و تف سر بالا شده است.

   ماه مهر نزدیک است که برای کودکان آذربایجان ماه مهربانی نیست. در مدارس این دیار معلمان به زبان دیگری سخن می گویند و ترکه ستمشان در کلاس املا و انشاء و ادبیات تن همه ما را زخمی کرده است. حتی اگر نمی خواستند هم مجبور بودند. شعر «ماه مهربان» برای خردسالان آذربایجان ترانه یتیمیشان از زبان مادری بوده است.

  دانشجویان آذربایجانی دانشگاه های امضا کننده این بیانیه مبارزه مدنی برای به رسمیت شناساندن حق تدریس و تحصیل به زبان مادری در آذربایجان را به عنوان یکی از مظاهر زندگی عقلانی و دموکراتیک مبارزه­ای مقدس دانسته و با حمایت همه جانبه از فعالین هویت طلب آزادی خواه آن دیار نستوه به ویژه یاران دربندمان که زندانیان عقیده و راه آزادی ملتی بزرگند و تقبیه اعمال زور و فشار مضاعف بر فعالین آذربایجانی حق تدریس و تحصیل به زبان مادری را مهمترین مطالبه این جنبش اصیل و ریشه دار دانسته و تا تحقق آن و به رسمیت رسیدن زبان ترکی از پای نخواهیم نشست.

جمعی از دانشجویان آذربایجانی دانشگاه های تهران، امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیر و شهید بهشتی

اویرنجی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 مهر1389 توسط فرید علی پور قاضیجهانی

در حالی که نظام شوونیستی حاکم هرگونه صدای اعتراض را در نطفه خفه می کند، ندای حق خواهی حرکت ملی آزربایجان خاموش شدنی نیست. ملت آزربایجان در راه رسیدن به حقوق ملی خویش پای پس نکشیده و به رغم سرکوب ها و تحمیل هزینه های سنگینذ همچنان به مبارزه ادامه می دهد.

حرکت ملی و دموکراتیک آزربایجان با پشت سر گذاشتن مراحل مختلف، اینک به درجه ای از نفوذ و قدرت رسیده است که سیستم شوونیزم تاب تحمل کوچکترین حرکت مدنی و فرهنگی را نداشته و با دست پاچگی تمام به سرکوب صدای حق طلبانه ملت آزربایجان اقدام می نماید.

حوادث رخ داده در چند ماه اخیر نشان می دهد که بر شدت سرکوب فعالین مدنی و سیاسی آزربایجان افزوده شده است. دستگیری گسترده فعالین آزربایجانی در سالگرد حماسه خرداد 85 در  نوع خود بی سابقه بوده است و بسیاری از فعالین در زندان های رژیم در بدترین شرایط و محرم از حقوق اولیه ی خویش به سر می برند.

در چنین شرایطی و با افزایش فشارهای دولت بر بازاریان، بازاریان آزربایجان نیز در حرکتی هماهنگ اعتصابات خویش را آغاز نمودند. بندهای مختلف بیانیه ی بازاریان از جمله درخواست رفع محدودیت تحصیل به زبان مادری، اعتراض به ممنوعیت استفاده از زبان تورکی در نامگذاری اسامی اصناف و اماکن تجاری و درخواست آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی آزربایجان، خود گویای زوایای این اعتصاب می باشد.

حمایت قاطع بازاریان از فرزندان در بند ملت به مزاق فاشیزم خوش نیامد و با فراگیر شدن این اعتصابات ترس حکومت دو چندان شده و مزدوران حکومتی به تهدید و سرکوب شدید معتمدین بازار و فعالین پرداختند.

ملت آزربایجان که از تمامی فرصت ها برای اعتراض به سلب حقوق اساسی خویش استفاده می نماید با صعود تیم های آزربایجان از جمله تیراختور و شهرداری، ورزشگاه ها را به میدان حق طلبی خویش تبدیل نموده است و گسترده تر شدن این حرکت سبب تدوین سناریوی تضعیف تیم تیراختور از سوی فاشیزم شده است.

درپی این سناریو با شروع مسابقات لیگ برتر، برنامه ی بازی ها به گونه ای چیده شد تا مسابقات حساس تیم های آزربایجان در همان اوایل انجام شود تا از هیجان طرفداران کاسته شده و ورزشگاه ها خلوت تر شود. از سوی دیگر ایجاد تشنج و تحریک تماشاگران تیراختور از سوی مامورین ضد شورش مسقر در ورزشگاه آزادی، دستگیری طرفدارن در قبل و بعد از بازی، مستقر کردن تعداد زیادی نیروی امنیتی و لباس شخصی در داخل و اطراف ورزشگاه، راه های منتهی به ورزشگاه و میادین تهران از جمله میدان آزادی و انقلاب و ... نشان از سناریوی از پیش تعیین شده برای تضعیف تیم تیراختور دارد. به دنبال توهین های زشت و زننده نسبت به ملت تورک در ورزشگاه های کرمان، بوشهر، اصفهان و ... این بار شاهد بدترین توهین ها در ورزشگاه آزادی و پخش مستقیم آنها از رسانه ی به اصطلاح ملی بودیم. محرومیت بدون دلیل تیم شهرداری، اقدام هماهنگ رسانه های مرکزی در تحریف اتفاقات ورزشگاه آزادی و توهین های صدا و سیما تا چند روز پس از بازی اهداف این سناریو را آشکارتر می نماید.

این اتفاقات و عزم دشمنان تاریخی آزربایجان برای نابودی آزربایجان و هر آنچه متعلق به آن است، لزوم هشیاری بیش از پیش ملت را روشن می سازد.

ما دانشجویان تورک دانشگاه امیرکبیر همراه با دیگر دانشجویان و اقشار مختلف ملتدآزربایجان با محکوم نمودن این اقدامات خواسته های خویش را در بندهای زیر اعلام می داریم:

1- آزادی تمام زندانیان سیاسی آزربایجان

2- رفع تبعیضات اقتصادی و فشارهای وارده بر بازاریان آزربایجان

3- رفع تمامی محدودیت و موانع بر سر راه استفاده ی آزادانه و آموزش زبان تورکی

4- رفع محرومیت تیم های آزربایجان

5- عذرخواهی رسمی فدراسیون فوتبال و صدا و سیما از ملت آزربایجان

6- پی گیری قضایی توهین کنندگان و مسببان برخوردهای وحشیانه با تماشاگران از سوی مراجع قانونی

و بدین طریق حمایت خویش را از اعتراضات ملت آزربایجان اعلام داشته و به مسئولین هشدار می دهیم که انکار خواسته های ملت و پایمال نمودن حقوق اساسی ایشان عواقب بدی را به دنبال خواهد داشت.

 89/5/8

دانشگاه صنعتی امیرکبیر

 سانا نیوز

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 مرداد1389 توسط فرید علی پور قاضیجهانی
"اؤيرنجي باخيشي" درگيسي يايينلاندي 

  اميرکبير بيلي يوردونون تورک اؤيرنجيلري نين درگيسي اولان  "اؤيرنجي باخيشي"،  11 آي مدتينده توقيف ائديلديکدن سونرا يايينلاندي. کئچن ايل بو زامانلار  "سيد محمد خاتمي"نين تورک خالقينا ائتديگي اهانت لره قارشي اعتيراض ائتمک گوناهي ايله توقيف اولان اؤيرنجي باخيشي درگيسي اميرکبير بيلي يوردونون فعال اؤيرنجي لرينین چاليشمالاري ايله يايين ايجازه سي تاپدي.  

"آذربايجان اؤيرنجي گونو"  موناسيبتي ايله يايينلانان بو سايي دا داها چوخ بو گونون تاريخي ندن لري قونوسوندا يازي لار قئيد اولونوب.

بو سايي دا درج اولونان يازي لار بئله ديرلر: 

  _آزربايجان اؤيرنجي گونو 

  _شوشا، 18 ايل اشغال دردي 

  _فارس ديللي بؤلگه لرده کي  تورک اؤيرنجي لرينده ميللي کيمليک مسئله سي 

  _آيت آلله خامنه اي نين فيتواسيندان کرمان ايستاديومونون توهين لرينه قدر 

  _ايران و تورک آلئرژيسي 

  _آذربايجان تورکجه سي نين اؤيرتمه سي (بيرينجي درس)

  _هفته نين خبرلري

“Öyrənci Baxışı” dərgisi yayınlandı

Əmirkəbir biliyurdunun Türk öyrəncilərinin dərgisi olan “Öyrnci Baxışı” 11 ay müddətində toqif edildikdən sonra yayınlandı. Keçən il bu zamanlar “Seyid Məhəmməd Xatəmi”nin Türk xalqına etdiyi ehanətlərə qarşı etiraz etmək günahi ilə toqif olan Öyrənci Baxışı dərgisi Əmirkəbir biliyurdunun fəal öyrəncilərinin çalışmaları ilə yayın icazəsi tapdı.

“Azərbaycan Öyrənci Günü” munasibəti ilə yayınlanan bu sayıda daha çox bu günün tarixi nədənləri qonusunda yazılar qeyd olunub.

Bu sayıda dərc olunan yazılar belədirlər:

_Azərbaycan Öyrənci Günü

_ Şuşa, 18 il işğal dərdi

_ Fars dilli bölgələrdəki Türk öyrəncilərində Milli kimlik məsələsi

_ Ayətullah Xamneyinin fitvasından Kerman istadyumunun tohinlərinə qədər

_ İran və Türk alerjisi

_ Azərbaycan Türkcəsinin öyrətməsi (birinci dərs)

_ Həftənin xəbərləri

Download Öyrənci Baxışı 59

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 اردیبهشت1389 توسط فرید علی پور قاضیجهانی
نگاهی به چالش هویت دانشجویان تورک در مناطق فارس زبان

 فرید علیپور قاضیجهانی

   شاید اولین ماه های ورود به دانشگاه، تجربه های نه چندان خوب و یا حتی بدی را برای یک دانشجوی تورک در دانشگاه های تهران و دانشگاه های شهرهای فارس زبان، به همراه داشته باشد.

   چرا؟ چرا بد؟  شاید اکثر افراد از پاسخ به این چرا گذر کنند و یک سوال بی جواب در گوشه ی ذهن آن ها باقی بماند. اما کسانی به خاطر کنجکاوی و یا کمی فکر کردن، جواب هایی برای این سوال پیدا می کنند که در جامعه این تعداد، افراد کم تری نسبت به بقیه می باشند. در این مقاله قصد به چالش کشیدن افکار این اکثریت و بحران هویتی که با آن درگیر می شوند، را داریم تا شاید راه حلی برای این مساله و پاسخی به سوالات پیش آمده پیدا کنیم.

    به دلیل شرایط و محیط های متفاوت دانشگاه های مختلف، و تفاوت در شرایط و محیط های زندگی افراد، ارائه ی الگوریتمی عام و فراگیر جهت رفع ابهامات و پاسخگویی به سوالات تقریبا غیر ممکن بوده و سعی بر آن است تا بیشتر به آسیب شناسی موضوع پرداخته و علل ناتوانی افراد در یافتن پاسخ، بررسی شود. مطمئنا هر شخص با آگاهی از علل مشکلات، توانایی تشخیص و انتخاب راهکار مناسب را خواهد داشت.

   حال برای روشن شدن بیش تر مساله یک جوان را که امکان دارد تحت تاثیر عوامل زیر قرار گیرد مثال می زنیم: (البته این موارد، موراد عمومی بوده و ممکن است فردی کمتر از این موارد یا بیشتر از این را تجربه کرده باشد)

- این جوان در تمام طول زندگی خود به زبان تورکی(نه فارسی) صحبت کرده و در مقابل دوازده سال در مدرسه زبان و ادبیات زبان دیگری (فارسی) را خوانده و نوشته است! ادبیات و اشعار فارسی به عنوان شاهکار های ادبی معرفی شده و یادگیری دستور زبان و حفظ شعر فارسی و ... جز تکالیف لاینفک دوران تحصیل او بوده است.

- انواع روش های مختلف تخریب فرهنگ و هویت جمعی تورک ها از طریق صدا و سیما، روزنامه ها و جکنامه ها و ... اعمال شده و طی این سال ها فرهنگی بیگانه (فارسی) به عنوان فرهنگ والا(!) و فرهنگ تمامی افراد کشور(که یک دروغ بزرگ است)، به وی دیکته شده است.

- کتاب های تاریخ نیز، تاریخ منتسب به قوم پارس و نتیجه ی تاریخ نویسی های زمان رضاشاه و محمدرضا شاه پهلوی را، به عنوان تاریخ ایران (شامل آذربایجان)، دوباره همراه با تحریفات دیگر، به خورد دانش آموزان داده اند.

- از طرف دیگر فرهنگ و ادبیات اسلامی که در متن کتاب های دینی و اسلامی نوشته شده است، منطبق شده با فرهنگ و ادبیات فارسی است، (که تشابه در خط الرسم و نیز نزدیکی جغرافیای اقوام فارس و عرب این انطباق را بیشتر کرده است).

- حتی تمامی مباحث فرهنگی مطرح در رسانه های جمعی و حتی نوشته ی روی اسکناس ها(!) نیز توجیه گر و در راستای این سیاست حکومتی از زمان رضاشاه تا به امروز بوده، و تمامی تلاش ها صورت گرفته است تا فرهنگ اقوام و ملل غیر فارس به خصوص توک ها تضعیف گردد و فرهنگ و ادبیات فارسی، مشاهیر، شعرا، مداحان و دانشمندان فارس زبان، با تبلیغات گسترده، تحمیل اقوام و ملل ساکن در داخل مرزهای کشور شود.

   باید توجه کرد که عوامل بالا بدون توجه به این که آیا شوونیسم به طور کامل به هدف خود می رسد یا نه، مسلما تاثیراتی خواهند داشت.

  یکی از تاثیرات، کاهش شدید اعتماد به نفس در دانشجویان تورک در دانشگاه های تهران و شهرهای فارس زبان، در بدو ورود به دانشگاه، خواهد بود و حتی اگر توانایی آنالیز شرایط و توجه به عوامل تاثیر گذار بالا در فرد وجود نداشته باشد، چه بسا که مشکلات بیشتری را پیش روی آورد.

   در این حالت فرد رفتار خود و سایر تورک ها (همکلاسی های تورک خود) را ناهنجار و ناپسند و رفتار دیگران، به خصوص فارس زبانان، را حتی در بدترین نوع، جذاب و هنجار تطلقی می کند!

  از سویی، به خاطر حس ناخودآگاه نزدیکی به هم زبانان و هموطنان، و بحث هنجار و ناهنجار پنداری، که در پاراگراف بالا گفته شد، فرد ناهنجاری ها و غیر جذاب بودن (به ضعم خود) رفتار خود و تورک های دیگر (این دیدگاه در نتیجه ی سیایت های شوونیسم و به عنوان هدف آن می باشد) را به عنوان عیب و اشکالات رفتاری خود و دیگر تورک ها، قلمداد کرده و بدون توجه به تفاوت در فرهنگ ها و اینکه تعیین هنجارها با توجه به عرف و شرایط همان جامعه می باشد، دچار بحران هویت و تنزل اعتماد به نفس می شود.

   به صورت جمع بندی شده می توان گفت فرد در این حالت هیچ گونه اطلاعاتی از فرهنگ، تاریخ، زبان، ادبیات، اسطوره ها و ... خود نداشته و زیر هجمه ی تبلیغات فرهنگ و زبان و ... یک ملت دیگر، دچار سردرگمی در هویت خویش می شود و یا در موارد نادری زیر این تبلیغات غرق می شود.

  در پایان ارائه ی راهکار بر عهده ی خواننده گذاشته می شود. اما یک پیشنهاد ساده می تواند این باشد که فرد از طرقی که تحت احاطه ی تفکر شوونیستی نباشد، به مطالعه و یادگیری زبان و فرهنگ و تاریخ ملت خود بپردازد.

تلاش های جنبش دانشجویی آذربایجان نیز در راستای بازگرداندن هویت و فرهنگ آذربایجان کمک های فراوانی به دانشجویان  تورک کرده است و مطالب و مقالات ارائه شده در این مورد بسیار ارزشمند می باشند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 2 اردیبهشت1389 توسط فرید علی پور قاضیجهانی

بیانیه ی دانشجویان تورک دانشگاه صنعتی امیرکبیر در محکومیت اقدامات قیم مآبانه ی جناحین حاکمیت

     در محدوده ی مرزهایی به سر می بریم که حاکمان آن داعیه دار برپایی عدالت هستند، در حالیکه تمامی ملیت های ساکن آن – که به اقتضای تاریخی و در نتیجه ی کش و قوس های حاکمان و نه به اختیار اجزای آن، در آن قرار گرفته اند – در زیر شدید ترین فشار های امنیتی دست و پا می زنند. کار به جایی می رسد که برای تهی کردن تمام موجودیت و اکتسابات تاریخی مردمان ملت های ساکن، آن ها را در ابعاد گسترده ای، از بعد فرهنگی گرفته تا تحریف گویاترین تاریخ (معاصر)، مورد هجمه قرار می دهند تا سرانجام هستی اجتماعی آن ها را به چالش بکشند. توهین های پی در پی به شعور ساکنان غیر خودی، از صدا و سیمای دولتی گرفته تا روزنامه هایی که از منابع و امکانات ملت های موجود تامین می شوند، مساله ای جدید نیست. با این وجود، پس از اتفاقات اخیر رخ داده در صحنه ی سیاسی کشور و شکل گیری مناسبات جدید در ساختار حکومت، به نظر می رسد که حرکت خزنده ای در راستای انتقام جویی از مردمانی که خود را درگیر بازی جناح ها نکرده اند، در حال شکل گیری است.

   در حین و پس از انتخابات ریاست جمهوری، استفاده ی ابزاری از ملت آذربایجان به عنوان موردی خاص و مورد تاکید، در دستور کار جناحین قرار گرفت تا با آخته کردن ملت آذربایجان از پتانسیل های موجودشان به نفع خود بهره جویند. این چنین بود که مصداق "هر دم از این باغ بری می رسد" بر ما رفت و تا کنون نیز ادامه دارد. اما اخیرا در یک اقدام عجیب تر، یکی از  نشریه های کاملا مستقل ! و صد البته دانشجویی دانشگاه، از سهمیه کرسی آزاد اندیشی خود استفاده نموده و رفتار حاکمان خود را تایید کرده و به جعل واقعیت های تاریخی آذربایجان پرداخته است. البته از این جماعت که بی محابا و با استفاده از رانت های دولتی هر چه در توان دارند در جهت عکس منافع مردم عمل می کنند، انتظاری بیش از این نیست.

  نشریه ی "رهجو" در اقدامی کمیک، ستارخان، سردار ملی، را به سطح یک حامی دولت تنزل و در ردیف مردم عادی ای قرار داده است که در خیابان به شوق " کیک و ساندیس صلواتی" و در جهت خواست حاکمان راه می پیمایند. عجبا که ستارخان، نماد مشروطه خواهی، که در برابر شیخ فضل ا... ها سر بر آورده بود و نه حاکمیت مطلقه و نه مشروعه را بر نمی تافت، در این حد تنزل کرده است. اما چرا نشریات همسو با حاکمیت این چنین عمل می کنند؟

   آن چه بر حاکمیت روشن است، عدم دخالت نیرو های هویت طلب ملل غیر فارس علی الخصوص ملت آذربایجان، در منازعات جناحی پس از انتخابات بوده است. بدیهی است که طرفین، از این منازعات چه سودی می برند و ملت آذربایجان به فراخور  تجربیات تاریخی خود دریافته اند که نبایستی بدون پشتوانه ای کارآمد، نقش پیاده نظام جناح های ساخته ی دست حاکمیت را ایفا کنند.

توصیه ی اکید و اتمام حجت ملت آذربایجان با پیاده نظام حاکمیت، این است که دست از استفاده ی ابزاری – به زعم خود- از ملت های تحت ستم این محدوده ی جغرفیایی برداشته و از اسطوره های تاریخی خود مایه بگذارند.  بدیهی است که امثال ستارخان اگر هم اکنون زنده بودند، به دفاع از مردم تحت ستم پرداخته و در بازی دو سر باخت جناح های حاکمیت شرکت نمی کردند.

در پایان لازم می دانیم باری دیگر و به صراحت فریاد بر آوریم:

ما نه سیاهیم و نه سبز، سرخ سرخیم و با تمام وجود برای رسیدن به خواسته های به حق خود پای می فشاریم.

گله جک بیزیم دیر

قایناق

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 اسفند1388 توسط فرید علی پور قاضیجهانی

توقیف نشریه اویرنجی باخیشی

دیروز سه شنبه (88/3/5) پس از انتشار شماره ی پنجاه و هشتم نشریه اویرنجی باخیشی و برگزاری تجمع اعتراضی در صحن دانشگاه، مسئولان دانشگاه اقدام به توقیف غیر قانونی این نشریه کردند.

 

برای دانلود فایل این شماره بر روی لینک زیر کلیک کنید:

اویرنجی باخیشی 58

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 خرداد1388 توسط فرید علی پور قاضیجهانی

شماره ی پنجاه و هفتم نشریه ی تورکی-فارسی اویرنجی باخیشی ویژه نامه ی همایش ستارخان در دانشگاه امیرکبیر ، انتشار یافت.

 

برای دانلود فایل PDF روی لینک زیر کلیک کنید:

اویرنجی باخیشی 57

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 اردیبهشت1388 توسط فرید علی پور قاضیجهانی

شماره ی پنجاه و ششم نشریه ی اویرنجی باخیشی، امروز سه شنبه (۸8/2/8) ، به همت دانشجویان فعال هویت طلب این دانشگاه انتشار یافت.

 

برای دانلود فایل PDF روی لینک زیر کلیک کنید:

اویرنجی باخیشی 56

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 اردیبهشت1388 توسط فرید علی پور قاضیجهانی

شماره ی پنجاه و پنجم نشریه ی اویرنجی باخیشی، ویژه نامه ی روز جهانی زبان مادری،  امروز سه شنبه (۸۷/۱2/13) ، به همت دانشجویان فعال هویت طلب این دانشگاه انتشار یافت.

 

برای دانلود فایل PDF روی لینک زیر کلیک کنید:

اویرنجی باخیشی 55

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 اسفند1387 توسط فرید علی پور قاضیجهانی

شماره ی پنجاه و چهارم نشریه ی تورکی-فارسی اویرنجی باخیشی دانشگاه امیرکبیر امروز یکشنبه (۸۷/۱۱/۲۷) ، انتشار یافت.

 

برای دانلود فایل PDF روی لینک زیر کلیک کنید:

اویرنجی باخیشی 54

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 بهمن1387 توسط فرید علی پور قاضیجهانی

نشریه ی اویرنجی باخیشی دانشگاه امیرکبیر بعد از حدود دو سال وقفه امروز شنبه (۸۷/۱۱/۱۹) ، انتشار یافت.

این نشریه کار دوباره ی خود از شماره ی ۵۳ آغاز کرده و هر هفته انتشار خواهد یافت.

برای دانلود فایل PDF روی لینک زیر کلیک کنید:

اویرنجی باخیشی 53

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 بهمن1387 توسط فرید علی پور قاضیجهانی